تبليغاتX
زنيدن -
زنهای تنهای بی انتها

آن  كس كه بدم گفت بدي سيرت اوست         آن كس كه مرا گفت نكو خود نيكوست

حال متكلم از كلامش پيداست                      از كوزه همان برون تراود كه در اوست

 

متأسفانه در چند روز اخيراهالي شعر و وبلاگ‌هاي ادبي به وبلاگي با نام "مسعود احمدي" شاعر معاصر كرماني، مؤلف كتاب‌هايي چون: براي بنفشه بايد صبر كني، دو سه ساعت عطر ياس و...

به نشاني اينترنتي: masudahmadi.blogfa.com برخورده‌اند كه ماهيت به‌ وجودآورنده يا به وجودآورنده‌گان آن براي خيلي‌ها نامشخص است و عده‌ي كثيري هم گمان مي‌كنند كه اين وبلاگ توسط شخص آقاي مسعود احمدي، راه‌اندازي شده است.

با توجه به توضيحي كه آقاي مسعود احمدي پيرامون اين وبلاگ جعلي درباره آثار وي درسايت وازنا به نشاني: www.vazna.com   داده‌اند و نيز با توجه به شناختي كه من از شخصيت شريف و انساني و دانش ژرف ايشان در زمينه‌ي ادبيات دارم، بي شك اعلام مي‌نمايم كه اين وبلاگ جعلي است و توسط فرد يا افرادي با نيت تخريب شخصيت آقاي مسعود احمدي راه‌اندازي شده است.

اگر اندكي در اشعار مسعود احمدي تأمل كنيم و نيز با  لحن محترمانه‌ي ايشان آشنايي داشته باشيم، متوجه مي‌شويم كه شعر«آن زن كه براي يك لحظه هم...» را كه سروده ايشان است در اين وبلاگ به شكل تعمدي و به منظور وقيح جلوه دادن اشعار ايشان سلاخي كرده‌اند  كه اگر اصل اين شعر را در مجموعه «دو سه ساعت عطر ياس» در صفحات 83،82،81 مطالعه نماييد به اين موضوع پي مي‌بريد.

كساني كه با  لحن محترمانه و بيان انساني مسعود احمدي آشنايي دارند با مروري مختصر براين وبلاگ كذايي به لحني  برمي‌خورند كه با كرامت نفس و مناعت طبع مسعود احمدي، سال‌هاي نوري فاصله دارد.

من اعتقاد دارم: «آن‌كه غربال به دست دارد ازعقب كاروان مي‌آيد» و گذشت زمان خود به مخاطبان اصيل ادبيات نشان مي‌دهد كه؛ آثار مسعود احمدي ماندگار مي‌شود يا توهمات مدعيان دروغين آوانگارديسم در ادبيات معاصر ايران.

من ايجاد اين وبلاگ جعلي را بي‌شرمانه و دورازانسانيت مي‌دانم و اعتراض خودم را نسبت به حركت ناپسند پديدآورنده يا پديدآورنده‌گان اين وبلاگ اعلام مي‌نمايم.

ضمناً متن توضيح آقاي مسعود احمدي  پيرامون اين وبلاگ جعلي درباره‌ي آثار وي را كه در سايت وازنا  آمده‌ است براي پي بردن به اصل موضوع به نمايش مي‌گذارم.

سيما سلطاني 

 ­

توضیح مسعود احمدی پیرامون وبلاگی جعلی درباره‌ی آثار وی

دوستان ارجمند

هیأت تحریریه مجله وازنا

 نظر به این‌که اخیراً شخص یا اشخاصی به نام بنده وبلاگی افتتاح نموده‌اند، استدعا دارم موارد زیر را درج فرمایید تا بیش از این شرمنده‌ی بزرگواران اهل فرهنگ و ادب نشوم.

1- بنده مسعود احمدی نویسنده‌ی وجیزه‌های «برای بنفشه باید صبر کنی»، «دو سه ساعت عطر یاس» و... به خاطر پرهیز از این‌گونه در گیری‌های عوامانه تا به حال وب سایت و وبلاگی نداشته و به احتمال قوی بعد از این هم نخواهم داشت.

2- آن فرد یا افراد معلوم‌الحالی که مبادرت به چنین اعمال سخیفی می‌کنند، علاوه بر نمایش حقارت خود، فضایی را که می‌تواند محل گفتگو، تبادل نظر، ارائه‌ی آثار، بهره‌مندی از مخلوقات هنری و ایجاد مودت و همبستگی باشد، از اعتبار و اعتماد ساقط می‌نمایند.

3- می‌گویند دزد ناشی به کاهدان می‌زند. اگرچه مؤسس یا مؤسسین وبلاگ «برای بنفشه صبر می‌کنم » به نشانی http://masudahmadi.blogfa.com  خود را زیرک فرض کرده‌اند اما به هوش نبوده‌اند که اولا ً بنده اسم خود را که با «ou» نوشته می‌شود، غلط نمی‌نویسم. ثانیا ً هیچ شاعری با حذف زیباترین سطرهای شعر پنجاه و چهار سطری خود، اثرش را تا این حد بی‌اندام و متلاشی نمی‌کند. شعر پنجاه و چهار سطری «آن زن که برای یک لحظه هم...» که نخستین بار در فصل‌نامه‌ی «نگاه نو» شماره‌ی ٥٦ مورخ اردیبهشت ماه ١٣٨٢ چاپ شده و بعدا ً صفحات ۸١، ۸٢ و ۸٣ مجموعه‌ی «دو سه ساعت عطر یاس» را به خود اختصاص داده و سپس سر از وب سایت‌ها و وبلاگ‌های عدیده‌ای در آورده مؤید صدق عرایض بنده است.

4- تعجب‌آور است چه‌طور عزیزان بزرگواری که بدون شک با وسواس‌های بنده از طریق نوشته‌ها‌ی‌ام آشنای‌اند، ندانسته‌اند که چون منی متنی چنین از هم گسیخته و متلاشی و بی‌سروته را به نام شعر ارائه نمی‌دهد؟ با این همه به خاطر ابراز لطف و بزرگواری یکایک آن عزیزان که به نحوی از انحاء در وبلاگ کذایی برای‌ام پیغام نهاده‌اند، ضمن عذرخواهی از جانب آن «بینوا» یا «بینوایان» سپاسگزاری می‌کنم.

5- لابد مؤسس این وبلاگ نیز می‌دانند با توجه به مؤسسه‌ی جدیدالتأسیسی که به قصد جلوگیری از این گونه رذالت‌ها توسط یکی از وزارتخانه‌ها ایجاد گردیده، یافتن نام و نشان ایشان چندان مشکل نیست. اما به قول آن بزرگ «بگذار افتد و بیند سزای خویش»

راستی مسعود احمدی سپاسگزار را با «ذ» می‌نویسد؟

با احترام و تجدید ارادت

مسعود احمدی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 21:30  توسط سیما سلطانی |