تبليغاتX
زنيدن
زنهای تنهای بی انتها
خیابان، خیابان

دویده امت

جاده، جاده

سفر کرده امت

حالا که پاهام نمی روند

چقدر انتظار صورتم را به این شیشه بچسبانم

پنجره را باز کن

خیابان هنوز رد کفش هایم را نفس می کشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 9:44  توسط سیما سلطانی |